صفحه 1 : ایران و جهان صفحه 2 : خبر همدان صفحه 3 : خبر همدان صفحه 4 : شهرستان صفحه 5 : فرهنگی صفحه 6 : ورزش صفحه 7 : ایران و جهان صفحه 8 : فرهنگ شهروندی

۲۸
مرداد
۱۴۰۵

شماره
۶۲۳۷

امروز: ۲۸ (مرداد) ۱۴۰۵ ◀ ◀ Wednesday 2026 (Aug) 19

عناوین صفحه


هگمتانه، گروه فرهنگ شهروندی: نسیم ملایمی میان شاخه‌های درختان می وزید. تاکسی در حال عبور از خیابان بین النهرین بود. راننده ریه‌هایش را از هوای تازه پر کرد. مشامش پر شد از عطر اقاقی‌های مست و دلش رفت تا خانه قدیمی شان در محله جولان. ناگهان مسافری برایش دست تکان داد. راننده ترمز کرد و مردی جوان در حالی که آخرین پک را به سیگارش می زد، سوار ماشین شد. ته سیگار را بیرون انداخت و در را بست.
راننده نگاه کوتاهی به ته سیگار روی زمین انداخت. در آینه نگاه کرد و با صدای آرام گفت: روز قشنگیه. سافر که حواسش به راننده نبود، خودش را جمع و جور کرد و گفت: بله بله.
راننده گفت: نسیم اونقدر دلکشه که آدمو با خودش می بره به روزگار دور گذشته. یاد خونه پدریم افتادم.
مسافر لبخندی زد و انگار که تازه توی حال و هوای خوب راننده شریک شده بود، گفت: آخ آخ راست می گی چه خونه‌هایی بودن... چه حیاطایی... دارودرختش فقط یه دنیا می ارزید.
راننده سری تکان داد و گفت: آره والا من که دلم خیلی هوای اون روزا رو می کنه.
مرد نفس عمیقی کشید و گفت: ای آقا دیگه همه ش گذشته، الان این شده روزگارمون. دود و دم و...
راننده گفت: نه آقا این طوری نگید... الانم قشنگیای خودشو داره، شهرمون به این قشنگی، این همه زیبایی برای دیدن داره، خودمونم باید قدر بدونیم... باید ببنیم... هنوزم می تونیم همون قدر زندگیامونو قشنگ نگه داریم. حالا خوب هر دوره ای شرایط خودشو داره ولی می شه با همت خودمون روزگارو بهتر کنیم.
مسافر گفت: بله خوب اینم نظریه...
راننده گفت: الان این همه برای حفظ فضای سبز شهر تلاش می شه. این همه درخت و گل می کارن... پارک می سازن... خوب ما هم باید تلاش کنیم برای نگهداریش... تازگیا حتی روی دیوار یه جعبه هایی کار گذاشتن که ته سیگارا رو بریزن تو اونا... خوب همینا رو اگه ببینیم، بهش توجه کنیم خودش خیلی خوبه.
مسافر که یاد حرکت خودش همین چند دقیقه پیش افتاده بود، با کمی شرمندگی گفت: بله ما هم مسؤولیم... درست می‌گی شما. بعضی وقتا ما فکر می کنیم که ته سیگار فقط یه تیکه زباله س ولی همه اینا کنار هم دنیامونو می سازه.
راننده ادامه داد: بله این جعبه‌ها یه جورایی نمادی از فرهنگ و احترام ما به محیط زیسته. همین کارای کوچیک، تغییرای بزرگی ایجاد می کنه. مرد جوان دستی روی شانه راننده گذاشت، لبخندی زد و گفت: حاج آقا، تنت سلامت... حرفات به دلم نشست... انگار یه نگاه جدید بهم دادی. ممنونتم.



ارسال ديدگاه

نام:
پست الکترونیکی:
کد امنیتی: سوال: سیاره‌ای سرخ رنگ؟ merikh جواب به فارسی وارد شود
ديدگاه: